ما از باران به زیر اتاق آهنین  ماشین هامان میگریزیم و ساعتها در ترافیک به تنهایی خود میاندیشیم .

میگویند زیر باران رفتن هم نوعی دیوانگیست و شاید هم ... .

اما من میخواهم  بی اعتنا به همه تنهایی ها  صورت خود را به دانه های باران بسپارم .

......................................................

پ ن : پر از دلتنگی ام .

پ ن : گفتنش از میزانش نمیکاهد .